|
عارف بزرگ لکستان در دریای معرفت مدهوش از خویشتن و همه دوست است چنان انسان کاملی که این جهان را هیچ می پندارد و به جهان خرم از آنست که جهان خرم از اوست.در هر چه نگاهش می افتد حسن خداوندی در نظرش عیان می شود بر این عظمت بی نظیر سر سجده فرود می آورد.
سمیع ُ داور علیُ عظیم من یحی العظام و هیَّ رمیم تصرف دیرین تو وه موجودات کل شیء قدیر ذاتت غیر ذات
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 17:15  توسط تاویر
|
سرور پیامبران اولوالعزم
یا شای اولوالعزم رهنمای رهبر تورات و انجیل و صحف منسوخ کر ژه مبلاد تو جهان بی بو مشک تاق کسرا کسر،دریای ساوه حشک
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 19:9  توسط تاویر
|
بسم الله الرحمن الرحیم
*********************************************************************** ملاپریشان در شعری بسیار زیبا و کم نظیر شخصیت امام حسین (ع) را توصیف نموده است عشق به امامان معصوم هماره در کلام ملا پریشان موج می زند و بیشتر اشعارش حول محور امامت می چرخد.ملا پریشان در شعر امام حسین (ع) رازی از قرآن کریم کشف نموده که تا قبل از وی کسی بدان نپرداخته وآن رابطه ی داستان اسماعیل با شهادت امام حسین و کلمه ی ذبح عظیم در قرآن است.بهتر است این موضوع را در نوشتاری از دکتر عطاءالله مهاجرانی وزیر پیشین فرهنگ وارشادبررسی نماییم ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت 19:51  توسط تاویر
|
چند بیت از ساقی نامه ی ملاپریشان
با صدای: ایرج رحمانپور ساقی باورو جامی پی مستی سودم مستیه ن زیان ژه هستی جامی که مغزم باورو وه جوش دنیا و مافیها بکه م فراموش ژاو باده ی بی غش خمخانه ی دیرین مشرب مرد افکن تلخ لو شیرین گوش بفرمایید
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 18:1  توسط تاویر
|
دو بیت از ساقی نامه ی ملا پریشان با صدای ایرج رحمانپور http://reza7.persiangig.com/lakmard/Iraj%20saqi.mp3 و باز حکایت ابلیس و نافرمانی اش تو مالک الملک بدیع الافلاک آفریدت کرد بوالبشر ژه خاک خدایا تو صاحب آفرینش و پدید آرنده ی آسمانهایی،تو بودی آدم را از خاک آفریدی ملایک مامور سجودش کردی ابلیس ابا کرد مردودش کردی فرشتگان را امر فرمودی که بر آدم سجده کنند ابلیس سر باز زد و از درگاه تو رانده شد مهلت طلب کِرد نافرجام شوم مهلت تمام بی تا یوم المعلوم این موجود شوم و بد فرجام از تو مهلت خواست و توتا قیامت مهلتش دادی مهلتش فرمای ژه تهذیب قوت انما یجعل من تخاف الموت او را مهلت دادی تا از مرگ و میرایی ایمن بماند دیو خودپسند سجده انکار کِرد دین داران چند ژه دین بیزار کِرد دیو خودپسند از سجده آدم سر باز زد و بسیاری از دین داران را از دین بیزار نمود زینت دهنده ی اعمال بدان صالحان لغزَن ردیف ددان او کاره ای بدکاران را زیبا جلوه می دهد و با لغزاندن انسانهای خوب آنها را هم ردیف درندگان قرار می دهد پری انحراف انسان کمر بست بعضی لغزنا،بعضی نه دا دست او برای انحراف انسان عزم خود را جزم کرده ،بعضی را از راه بدر کرد ه واز دست یافتن بر بعضی دگر ناتوان است دامش تنیاوه،ویش بی گوشه گیر وه کمان نکِرد وه تیر تدبیر او برای انسان دام تنیده و در کمین نشسته،اما صیدش را به تیر و کمان بدست نمی آورد بلکه با تدبیر و خدعه دانه ش وه روی دام پاشا و بی قید او بی وه صیاد و،بنی آدم صید بی هیچ نگرانی دانه بر روی دام پاشید او صیاد شد و آدمی صید ژه خلق انام ،یمین و یسار نوع نوع گناهان وه آدم کِرد بار از آغاز آفرینش از چپ و راست انواع و اقسام گناهان را با و سوسه بر انسان عملی نمود ژه بخل و سمعه،ژه جور و زنا ژه کبر و حسد ،ژه عجب و ریا از بخل و سر پیچی تا ستم و زنا و از کبر و حسد تا عجب و ریا دزی ،رهزنی،غمازی،بهتان اکل مال غیر، الفت بتان دزدی و راهزنی و غمازی و بهتان خوردن مال دیگران و دوستی بتها(پرستش زیبه رویان) شیرین کلامان سر تا پا شیرین گشت زینت دام ابلیس لعین زیبه رویان و شیرین سخن دستمایه ی وسوسه هاس ابلیس برای انحراف انسان ناز و غمزشان یک اشارت بی عقل هزیمت کِرد ،طاعت غارت بی این شیرین لعبتان با یک اشاره و ناز عقل را ذایل و عبادت را بر باد می دهند هر تیری ابلیس نیا وه کمان سینم آماج بی ،آمام وه نیشان هر تیر ی که ابلیس بر کمان می نهد برای صید سینه ی من نشانگاه آن تیر است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 13:49  توسط تاویر
|
سیمرغ یا سی مرغ سی پرنده در آرزوی دیدار با سیمرغ و عظمت و جلال آن راهی بس دشوار را تا کوه قاف در پیش می گیرند آنها در خیال آنکه با طی مراحل سخت سیمرغ بزرگ را در می یابند این راه و دشواریهای بسیار زیاد را با رنج و مشقت فراوان طی می کنند اما با رسیدن به کوه قاف در می یابند که سیمرغی وجود ندارد و در این مرحله است که سی مرغ را می یابند که مرحله های دشوار راه را طی کرده اند وبه این سی مرغ ایمان می آورند. مقصود این داستان طی مرحله های دشوار شناخت توسط آدمی و رسیدن به مرحله ی کمال می باشد.همانطور که عطار بزرگ و مولانای عزیز این داستان را در اشعار آورده اند ملا پریشان نیز به زبان لکی به این ماجرا اشاره نموده است (۱) سی نوع پله وه ر راهی بین بیخود په ی دید سیمرغ هادی شان هدهد سی نوع پرنده واله وشیدا به راه افتادندبه امید دیدار با سیمرغ و با راهنمایی هدهد (۲) باینگان دی سیمرخی نوی دیده واز کردن سی مرخشان دی پرندگان چون بدان جا رسیدند سیمرغ را ندیدند اما چون چشم گشودند سی مرغ را دیدند (۳) بِرای دینی من هشدار وه دلخواه هدهد جبرئیل ،مرخان خلق الله ای برادر هم کیش من با تمام وجود به هوش باش که هدهد همان جبرئیل و مرغان بندگان خدایند(گروهی که به مقام خود پی بردند به رهایی رسیدند و گروهی که از درک مقام خود در ماندنددر قید و بند گرفتار شدند) (۴) نفس ویت بناس پره ی مرتبه من عرفه نفسه فقد عرفه ربه پس مقام ومنزلت نفس خودرا برای بدست آوردن مرتبه معنوی شناسایی کن چون هر که خود را بشناسد خدا را شناخته است (۵) سمعت فی لیل اشاره مردان وه لفظ فصیح قال یا فلان ژه قول رسول خدا رخ متاب وات ، ما للتراب ورب الارباب از سخن پیامبر خدا رخ بر متاب که فرمود چیست برای خاک و خداوند بزرگ (۶) بگذر ژه ای قیده بابوت هاوه به ن کوره ی کار نداشت مژه ی ویش مه که ن پدر راکه در گرو نداری از این قید و بند رها شو. نابینایی بیکار بود و از بیکاری مژه های خویش را بر می کند
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 22:24  توسط تاویر
|
هدف از ارایه ی این وبلاگ توسط اینجانب معرفی شاعر و عارفی توانا بنام ملا پریشان می باشد و مطالب گفته شده در این وبلاگ نظرات این عارف بزرگ است و من بدون هیچ دخل و تصرفی و بدون هیچ وابستگی فکری به آن تنها به عشق وعلاقه ی بسیار به فرهنگ و ادب لکستان بدین مهم پرداخته ام ملا پریشان:شاعروعارف نیمه ی دوم قرن 8ونیمه ی اول قرن 9هجری قمری شهادت:به دست عمال حکومت تیموریان بر اثر ماجرای احمد لر زادگاه:مناطق لک نشین استان لرستان نام طایفه:غیاثوند مابین سلسله ودلفان(الشتر ونورآباد) زبان شعری:لکی ادبی اشعار:حاوی مطالب عرفانی-فقهی-مذهبی پیرو فرقه حروفیه بوده است.که بانی این فرقه فضل الله نعیمی استرآبادی است ****ساقی نامه ی او به گواهی اهل فن همپای ساقی نامه ی خواجه ی شیراز می باشد ****علت ناشناس ماندنش استفاده از زبان لکی به عنوان زبان شعری است(با توجه به رسمی بودن زبان فارسی)
زبان لکی:در شهرهای نورآباد-کوهدشت-الشتروبخش بزرگی از خرم آباد(استان لرستان)در هرسین-بیشتر شهر کرمانشاه-بخشی از صحنه-کنگاور (استان کرمانشاه)در آبدانان-دره شهرشیروان(استان ایلام)ودر اطراف ملایر ونهاوند(استان همدان)در سلیمانیه ی عراق-در خانقین بدین زبان تکلم می شود.این زبان، زبانی باستانی است دارای تواناییهای فراوان در واژه سازی بطوریکه حتی می توان در برابر واژه های جدید خارجی نیزواژه ساخت. بطور مثال برای واژه ی هواپیما=بالنه ژنتیک=بن چین مردم لک زبان حتی واژه هایی که برابر آنرا ندارند طوری می پذیرند که کاملا متناسب زبانشان آنرا تغییر دهند وبا آوای زبان خود آنرا تلفظ می کنند برای شادروان اسفندیار غضنفری که این مجموعه را با زحمت طاقت فرسا گرد آوری نموده از درگاه خداوند طلب آمرزش می نمایم عقل و عشق من و عقل و هوش بحثمان کیشا در وهم عقل هات عشق بی پروا بحثی میان من و عقل در گرفت آنگاه عشق نیز متصور شد و بی پروا به میان بحث درآمد ادامه در:
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 21:23  توسط تاویر
|
|
|